اسمش شد 1 باشگاه کتابمونو میگم. حالا داریم کتابخانه نیمه شب میخونیم و من دارم هرروز زندگی هایی که توی 1 های 1 ممکنه داشته باشم رو تصور میکنم. چی میتونه غیر از کتاب خوندن این آپشن رو برام فعال کنه؟ جواب واضحه. هیچی. هیچی غیر از اون کلمات و جمله های جادویی که از ذهن آدم های دیگه درومده و نشسته روی کاغذ، نمیتونه کاری کنه من با تصورِ زندگی های دیگه در جهان های دیگه، بخوابم و کلی خواب های هیجان انگیز ببینم. ما کتابخون ها جاهایی میریم، و اتفاق هایی رو تجربه میکنیم که کتاب نخون ها تا ابد براشون قفله :)
پ.ن: استاد راهنمام طلاست.
پ.ن۱: حسین طلاست.
پ.ن۲: ریحانه طلاست.
پ.ن۳: مهدیه طلاست.
پ.ن۴:مامان و فریبرز طلان.
پ.ن هزارم: قول انگشتی بدم که من تا آخر هفته فصل دو پایان نامه رو تموم کنم؟
برچسب:
نویسنده: ایلیا زارعیان