خرید بک لینک

"بشو هرآنکه هستی"

از نیچه توی کتاب وقتی نیچه گریست...

پ.ن: باشگاه کتابی که با دهه هفتادی ها و دهه هشتادی ها داریم، نهایت آرزوهامه از کتابدار بودنم. اینکه با هم سن و سال هام کتاب بخونیم و دور هم با اختیار خودمون بدون هیچ اجباری جمع شیم و توی چشمای هم نگاه کنیم و از کتابا حرف بزنیم. آخ که چقدر لحظات نابی داریم شنبه ها عصر. چقدر آدم هارو دوست دارم وقتی از کتاب حرف میزنن.

1 عزیزم

پاییز خوبم

بیا و مثل همیشه پر از حال و اتفاق خوب باش برام

پر از برکت و لبخند

پ.ن۲: شیرجه زدم توی پایان نامه ام.

پ.ن۳:

مامان، حسین، فریبرز ممنونم ازتون

بچه های باشگاه کتاب

بچه های انجمن کتابخوانان کوچک

اعضای قشنگ کتابخونه

ازتون ممنونم

بدونین که خیلی دوستون دارم همتونو

+ نوشته شده در دوشنبه ششم شهریور ۱۴۰۲ساعت 23:44 توسط زینب سلیمانی ابهری |

برچسب: نویسنده: ایلیا زارعیان تاريخ: پنجشنبه 16 شهريور 1402 ساعت: 11:23

صفحه بندی